فاطمیه

مادرم!

این همه بلا سخت است

به خدا شرح ماجرا سخت است

گفتن از روضه‌ي تو

آسان نیست

شرح آن کار روضه خوانان نیست

چشمی از داغ خونفشان باید

گریه‌ي بی امان

تلاطم اشک

مدد از صاحب الزمان بايد

کاش اين فاطميه

مادر جان

گره از کار عشق وا مي شد

روضه خوان

صاحبِ عزا مي شد

يوسف تو ز راه مي آمد

با دلي غرق آه مي آمد

شرمنده ایم ... یا زهرا

بانوی نور . . .

شرمنده ایم  که بهای حسینی شدن ما " بی حسین " شدن تو بود . . .

و شرمنده تر از آنکه  تو بی حسین شدی و ما حسینی نشدیم . . .

بانوی آب و آیینه . . .

شرمنده ایم که بعد از چهارده قرن هنوز در شب شهادت شما جشن عروسی برپا میکنیم . . .

شرمنده ایم هنوز زنده ایم و از این غم نمرده ایم . . .

مادر شرمنده ایم ، حلالمان نما . . .

یا زهرا . . .

روز موعود از برای انتقام سیلیت در رکاب ان علمداریم یازهرا مدد



ذکر یا زهرا مدد ذکر ظهور مهدی است

 فاطمی گشتن همان درک حضور مهدی است

فاطمه کار خدایی می کند

امام صادق (ع) : فاطمه(س) را زهرا نامیده اند زیرا وقتی آن حضرت در محراب عبادت می ایستاد . نورش بر اهل آسمان ها می تابید آنچنان که نور اختران آسمان بر ساکنان زمین می تابد .

معانی الاخبار ج 1 ص 147

 

باز مستی به سرم افتاده است

سوز و تب در پیکرم افتاده است

جان به قلبم راه پیدا میکند

با خدای خویش نجوا می کند

بارالها خسته ام از زندگی

معصیت هایم شده شرمندگی

بارالها بیش از این خارم مکن

دوره گرد کوچه بازارم مکن

باالها تو مرا رسوا مکن

مشت من را پیش مردم وا مکن

چون بریدم از همه آمد پیام

از سوی حق شد به زخمم التیام

گفت میخواهی که مجنونت کنم

تا ابد از لطف مدیونت کنم

دوست داری هم قدم با دین شوی

هم قدم با دین و باایمان شوی

می دهم بر دردهایت خاتمه

آشنایت می کنم با فاطمه

فاطمه کار خدایی می کند

تا ابد مشکل گشایی می کند

نام او از اسم اعظم برتر است

نام زهرا حرز جنگ حیدر است

 

او قول داده بود فدای علی شود


موجی رسید هیبت دریا تکان نخورد

آتش گرفت دامنش اما تکان نخورد

او قول داده بود فدای علی شود

در پشت در به خاطر مولا تکان نخورد

زهرا خودش علیست چرا کم بیاورد

چون کوه از مقابل آنها تکان نخورد

با هیبت از حریم ولایت دفاع کرد

طوری که آب در دل مولا تکان نخورد

مسمار لعنتی به پرش گیر کرده بود

این بود علتش اگر از جا تکان نخورد

وقتی نیاز داشت نیازش زنانه بود

وقتی دوید خادمه، آقا تکان نخورد

آن ضربۀ غلاف مگر که چه کرده بود

از آن به بعد بازوی زهرا تکان نخورد