محتشم کاشانی و عاشورا ...
بر حربگاه چون ره آن کاروان افتاد
شو و نشور و واهمه را در گمان فتاد
هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند
هم گریه بر ملائک هفت آسمان فتاد
هر جا که بود آهویی از دشت پا کشید
هر جا که بود طایری از آشیان فتاد
شد وحشتی که شور قیامت زیاد رفت
چون چشم اهل بیت بر آن کشتکان فتاد
هر چند بر چشم شهدا چشم کار کرد
بر زخم های کاری و تیر و سنان فتاد
ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان
بر پیکر شریف امام زمان فتاد
بی اختیار نعرۀ هذا حسین از او
سر زد چنانکه آتش از او در جهان فتاد
پس با زبان پر گله آن بضعت بتول
رو بر مدینه کرد یا ایها الرسول
بر خوان غم چو آدمیان را صلا زدند
اول صلا به سلسلۀ انبیاء زدند
نوبت چو به اولیا رسید آسمان تپید
زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند
پس آتشی ز اخکر الماس ریزه ها
افروختند و بر حسن مجتبی زدند
و انگه سرادقی که ملک محرمش نبود
کندند از مدینه و بر کربلا زدند
پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید
بر حلق تشنۀ خلف مرتضی زدند
وز تیشۀ ستیزه در آن دشت کوفیان
بس نخلها ز گلشن آل عبا زدند
اهل حرم دریده گریبان گشوده مو
فریاد بر در حرم کبریا زدند
روح الامین بر زانو سر حجاب
تاریک شد ز دیدن چشم آفتاب
این کشتۀ فتاده به هامون حسین توست
وین صید دست و پا زده در خون حسین توست
وین ماهی فتاده به دریای خون که هست
زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست
این غرقه محیط شهادت که روی دشت
از موج خون او شده گلگون حسین توست
این شاه کم سپاه که با خیل اشک و آه
خرگه از این جهان زده بیرون حسین توست
این قالب طپان که چنین مانده بر زمین
شاه شهید ناشده مدفون حسین توست
این خشک لب فتاده ممنوع از فرات
کز خون او زمین شده جیحون حسین توست
وین نخل تر کز آتش جانسوز تشنگی
دود از زمین رسانده به گردون حسین توست
پس روی بر بقیع به زهرا خطاب کرد
وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد
ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند
یکباره بر جریدۀ رحمت قلم زنند
ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر
دارند شرم کز گنه خلق دم زنند
دست عتاب حق به در آید ز آستین
چون اهل بیت دست بر اهل ستم زنند
آه از دمیکه با کفن خون چکان ز خاک
آل علی چو شعلۀ آتش علم زنند
فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت
گلگون کفن به عرصۀ محشر قدم زنند
جمعی که زد بهم صفشان شور کربلا
در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند
از صاحب عزا چه توقع کنند باز
آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند
پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل
شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل
عمریست که چشم به راه دستان پر فضل سقای تشنه کام کربلاییم و دست تولی به دامان عباس بن علی (ع) زده ایم با انگیزه ای الهی و نیرویی کربلایی و تنها به اتكاي عنايات آن حضرت با توجه به آرمانهاي هیئت شیفتگان قمربنی هاشم "صغاد" به معرفی شخصیت والای علمدار رشید حسین در فضای مجازی میپردازیم اميد که روح قدسی علمدار عشق ما را راهگشا و همراه باشد .